نوشتاری از ایراندوخت

بیدار شوید

مدعیان ایران آریائی، روی سخن من با شماست.

ای آنها ئیکه فریاد میزنید از نوادگان کوروش و داریوش هستید و یا فریاد میزنید از فرزندان غیور گردان سلحشور و یا از  سرداران بزرگ ایران زمین، همچون کاوه آهنگر و آرش کمانگیر هستیم .

آیا از خود پرسیده اید که چرا رفتارتان بیشتر نشانگر اسکندرها و چنگیزهاست ؟

ممکن است بر من خورده بگیرید و یا از من برنجید، ولی این نمیتواند سبب سکوتم گردد، چرا که اگر همچون شما، سکوت بر میگزیدم، احساس درونی من تقصیرکار خواهد شد .

آنانی که خمینی را در ماه دیدند، آیا آنها احساس تقصیر نمیکنند؟

آیا بس نیست اینهمه خود پرستی و بخود اندیشی؟

فکر نکنید، چه چیزی فقط برای شما و یا برای همپالگی های  ویا گروه و دسته شما خوب است، بلکه چه چیزی برای ملت و میهن شما ارجهیت دارد .

شمائی که با سکوت خود، لباس خیانت به تن کرده اید، از شما میپرسم که در این لباس چه احساسی دارید ؟

من شخص و یا گروه خاصی را در مد نظر ندارم، آنانیکه از این کلام میرنجند حتما این صفات نامطلوب را در خود احساس میکنند .

شمارا بخدا، قسمتان میدهم که بیدار شوید

 

چه خوش گفت پیر دیر :

بنی آدم اعضای یکدیگرند                               که در آفرینش ز یک گوهرند

چوعضوی بدرد آورد روزگار                                     دگر عضوها را نماند قرار

 

بی تفاوتی

 

کسانیکه درد و زجر مردم، بر آنان تاثیر ندارد، انسان نیستند .

شما ای بی خبران و ای بی تفاوتان که از زندگی، فقط رفاه خود را میخواهید، خجالت بکشید، و نیز خجالت بکشید ای شمائی که دم از عشق به میهن میزنید

ای آنهائیکه ادعای مبارز بودن را دارید، ولی در عمل گامی برنمی دارید، باید از همه بیشتر خجالت بکشید . آنانی که آگاه بر ضرورت اتحاد هستند، نه تنها متحد نمیشوند، بلکه چوب هم لای چرخ نیز میگذارند .

ما اتحاد با همدیگر را میخواهیم نه با آنها که بدلیل دشمنی، وارد میشوند و از درون ضربه زده و بعد میگریزند .

دیگر کسی شعارهای پوچ و تو خالی را باور ندارد مگر آنچه از منطق منشاء گرفته و در عمل نیز شاهد آن باشند .

قلب و وجدان خود را بگشائید و بنگرید که در پشت پرده سکوت و بی تفاوتی شما

ملتی مدفون است .

 پاینده ایران