|
فلسفه نوروز وهفت چين
در دوران جمشيد شاه آنگه که دانستند کره زمين بدور خود چرخ ميزند و نيز در زمان معينی یکبار بدور خورشيد ميگردد ( اين زمان را کنون سال می ناميم) و نيز پس از آن دانستند که دو بار در سال شب و روز برابرند . بنا بر اين سال را بدو نيم بخش نمودند و هر بخش را به شش قسمت ( ماه ) . و بدين ترتيب تقويم خورشيدی بوجود آمد. اولين روز را از اولين ماه (فروردين) نوروز و دومین روز در اول ماه مهر را مهرگان ناميدند . چون روز فروردين از ماه فروردين روزيست که چرخش زمين بدور خورشيد دوباره از نو آغاز ميگردد و زمين بار ديگر زندگی نویش را باز می يابد و همه رستنی ها وجانداران زندگی تازه ای را شروع ميکنند زمين از خواب زمستانی بيدار ميشود و از همين روز است که طبيعت سرما را پشت سر مینهد وموسمی ملایم ميوزد بهمين خاطر بر آن بهار نام نهادند (به آر ) يعنی آورنده بهترين ها برای زندگی دوباره انسان ها وروزيکم آنرا نوروز و تا هفت روز بعد از آنرا همه به جشن و سروروپای کوبی ميپرداختند . جشن نوروز سرگذشتی بسی شيرين و دل انگيز دارد گهی عده ای آنرا به دين( سرشت ) اتصال ميدهند و گهی آنرا با جهان خيال و افسانه ها ونيز برخی آنرا به طبيعت و آسمانی ميدانند. گروهی از انديشمندان تاريخ اهورائی بر آنند که نوروز نمادیست از یکتا پرستی ايرانيان زيرا که ايرانيان در زمان پادشاهی تهمورث به نبشته برخی از خاورشناسان ستاره پرست بوده اند وبعد در زمان جمشيد شاه به آئين مزداپرستی گرويدند ( یکتا پرست شدند) . گروهی نيز بر آنند که جمشيد شاه که هميشه در فلات ايران در حال حرکت و سرکشی بود بروزگاری به آذرابادگان رسيده دستور ميدهد برايش تختی بسمت شرق بگذارند بر آن مينشيند و تاجی بر سر مينهد درزمانی که خورشيد بالامیاید پرتوی بسی زيبا و روشنی پديدار ميشود بهمين خاطر مردم آنروز را نوروز نام نهادند . در افسانه های کهن آمده است که جمشيد شاه روزی همه نزديکان و مردم را بدور خود فرا ميخواند و بآنها سنت نيکو می آموزد و مخصوصا در مورد پاکی و پاکيزگی سخن میراند و ميگوید خداوند يکتا هميشه پاک ميباشد و پاکی رانيز دوست ميدارد بنا بر اين همه بايد بکوشيد هميشه پاک باشيد. بعد از آنروز است که مردم به آن روز نوروز نام نهادند . هفت روز آغاز سال به گفتار زير می باشد : 1) اورمز بچم هستی بخش 2) وهمن " تمام آفريده ها 3) ارديبهشت " آتش 4) شهريور " فلزات 5) سپندارد " دوری انسانها از بدی 6) خورداد " آب 7) امرداد " گياهان جاودان بودند ایرانيان کهن برای پيشباز رفتن و جشن وسرور گرفتن آغاز( به آر) سفره ای مياراستند که بر آن هفت نماد نيکيها و و بهترِين ها را بر آن می چيدند هفت چين 1) آتش و یا شمع نماد روشنائی ، سرفرازی و گرمی 2 ) شراب ( شه آب ) نماد سرشاری و تکامل 3 ) شهد (عسل ) نماد پرکاری و شيرين کامی 4 ) آینه نماد بی ريائی و یک رنگی و پاک 5 ) سبزه نماد سرسبزی و پرباری سال 6 ) ماهی ( سمک ) نماد زنده بودن و حرکت و توفندگی 7 ) تخم ( دانه ) نماد فرزند داشتن و باروری در روز هفتم (پايان هفته ) همه خاندان با در دست داشتن سبزه ايکه اغلب از گندمی سبز شده بود از خانه بيرون بسوی دشت و هامون میرفتند و در آنجا به پایکوبی و نيايش و شادی وسپاس از اهورامزدای پاک آن هستی بخش بزرگ دانا مِی پرداختند پس از پيروزی تازيان بر ايرانيان( آن فرهنگ شکوفا و پر بار) و چون حرف (چ) در زبان تازيان وجود نداشت بضرب شمشير (چ) به شين تبديل شد وبتدريج به علت حرام بودن شراب در دين تازيان گفتند بر سفره بايد هفت سين بگذاريد . باشد بروزگاری بخود آئيم و فرهنگ کهنمان را بار ديگر باز يابيم .
نوروزتان پيروز و هر روزتان نوروز باد پاينده ا يران |
||