خانه/وبلاگ/اخبار/اخبار و فعالیت های ستاد/پویش ملی روایت آقا: روایت نویسی روزهای تشییع رهبر شهید
اخبار و فعالیت های ستاد

پویش ملی روایت آقا: روایت نویسی روزهای تشییع رهبر شهید

پویش ملی روایت آقا: روایت نویسی روزهای تشییع رهبر شهید
265 بازدید
10 تیر 1405 pirhadi

#باید_برخاست
روایت نویسی از تشییع میلیونی رهبر شهید

پویش ملی #روایت_آقا

لینک ثبت روایت:
https://formafzar.com/form/i77ea

روایت نویسی فعالان تعلیم و تربیت، مدیران، معلمان و دانش‌آموزان مدارس مسجد محور کشور و همه فعالان مسجدی از روزهای تشییع رهبر شهید.

علاقه مندان می توانند با مراجعه به لینک زیر و یا سایت رسمی ستاد مدارس مسجد محور، اقدام به نگارش و ثبت روایت خود از این روزهای حماسی و عاشورایی نمایند.

پس از اتمام مراسم تشییع رهبر شهید، روایت های شما با نام خودتان در کتاب #روایت_آقا به چاپ خواهد رسید.

من هم یک راوی ام.
معاونت علمی و راهبردی مدارس مسجدمحور کشور/ مرکز تجربه نگاری و تدوین علم متمم.

لینک ثبت روایت:
https://formafzar.com/form/i77ea

لینک سایت: www.setad.org

اینجا کانال رسمی ستاد مدارس مسجد محور کشور است:
https://eitaa.com/joinchat/3942449329C0d3812e329

رهبر شهید

اشتراک گذاری
نظرات

یک پاسخ به “پویش ملی روایت آقا: روایت نویسی روزهای تشییع رهبر شهید”

  1. sakinh shahbazi گفت:

    صدایت کردیم
    درشبی که ماه در وسط آسمان
    می درخشید
    وستارگان دسته دسته در مسیرشان
    گلهای میخک می کاشتند
    وعطر تو که سحرگاه را بهشت کرده بود
    ونا گاه کبوتری شدی
    وخواب که باتو از چشمانمان پرید
    صدایت کردیم
    همین جا
    زیر سقف خانه مان
    ایران
    وسفره ای که پهن بود از نان و خرماو اندکی غذای سحری
    ومادرم باموهای سفید
    وصورتی تکیده
    وچشمانی پراز باران
    وهزار خط از قصه تنهایی که برچسب
    خورد بر پیشانیش
    صدایت کردیم
    وبازهم صدایت کردیم
    همینجا زیر سقف خانِمان ایران
    اما تو،
    در میان غبارِ غیبت،
    نه در یک خانه که در رگ‌های این خاک که پهنایی به اندازه ی تاریخ است جا داری
    صدایت کردیم،
    و سکوتِ آسمان، تنها پاسخِ ما بود؛
    سکوتی که از کوه و دشت و دریا بالا رفت
    و شد فریادِ ما در گلوهای بی‌صدا.
    حالا هر بار که نان می‌شکنیم،
    و هر بار که مادرم با آن چشمانِ بارانی،
    به آسمان خیره می‌شود،
    می‌بینیم که تو،
    نه یک نام، که یک حضورِ همیشگی هستی؛
    در میانِ فریاد سرزمینم بر مرگ دشمن
    و در میانِ شکوهِ این خاکِ
    صدای تو،
    تنها پناهِ ماست در این شب‌های بی‌ماه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با استفاده از روش های زیر می توانید این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید .

زمینه‌های نمایش داده شده را انتخاب نمایید. بقیه مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد ترتیب، بکشید و رها کنید.
  • تصویر
  • دسترسی
  • توضیح
  • قيمت
  • افزودن به سبد خرید
برای مخفی‌کردن نوار مقایسه، بیرون را کلیک نمایید
مقایسه محصولات