خانه/وبلاگ/سند تحول/نقش مسجد در تحقق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
سند تحول

نقش مسجد در تحقق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

نقش مسجد در تحقق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
72 بازدید
8 مرداد 1405 pirhadi

وقتی از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش سخن می‌گوییم، اغلب ذهن‌ها به سمت مفاهیمی مانند ساحت‌های شش‌گانه تربیتی یا چشم‌انداز افق ۱۴۰۴ معطوف می‌شود؛ اما بخش کمتر دیده‌شده‌ای از این سند، به نقش نهادهای اجتماعی بیرون از مدرسه در تحقق اهداف آن می‌پردازد. در میان این نهادها، مسجد جایگاهی ویژه دارد؛ جایگاهی که نه به‌صورت اشاره‌ای گذرا، بلکه به‌عنوان یکی از راهکارهای صریح و مکتوب سند برای غنی‌سازی فرآیند تعلیم و تربیت رسمی عمومی کشور تعریف شده است.

این نوشتار می‌کوشد نشان دهد که پیوند مدرسه و مسجد، نه یک ابتکار محلی و خودجوش، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از معماری کلان سند تحول بنیادین است؛ و بررسی کند که این پیوند در متن سند دقیقاً چگونه تعریف شده و در عمل، تا چه اندازه از آرمان تا واقعیت فاصله دارد.

 سند تحول بنیادین و ضرورت تنوع‌بخشی به محیط‌های یادگیری

یکی از راهبردهای کلیدی سند تحول بنیادین، که زمینه ورود مسجد به معادلات آموزشی کشور را فراهم می‌کند، اصل «تنوع‌بخشی به محیط‌های یادگیری» است. بر اساس متن راهکارهای سند، یکی از راهکارهای صریح آن، ایجاد شبکه‌ای از محیط‌های یادگیری مانند پژوهش‌سراها، اردوگاه‌ها، خانه‌های فرهنگ، کتابخانه‌های عمومی، نمایشگاه‌ها و موزه‌های تخصصی علوم و فناوری، مراکز کارآفرینی، ورزشگاه‌ها و سایر مراکز مشابه، و برقراری تعامل اثربخش مدارس با این محیط‌ها، با رعایت اصل غنی‌سازی محیط مدرسه با همکاری سایر دستگاه‌هاست.

این راهبرد، از منظر فلسفه تعلیم و تربیت، نکته‌ای بنیادین را در خود دارد: یادگیری، محدود به دیوارهای کلاس درس نیست. سند تحول بنیادین با پذیرش این اصل، عملاً مسیر را برای ورود نهادهای اجتماعی متنوع -از جمله مسجد- به فرآیند رسمی تربیت هموار کرده است.

 مسجد در متن صریح راهکارهای سند: از اشاره ضمنی تا تصریح مکتوب

آنچه جایگاه مسجد در سند تحول بنیادین را از یک برداشت تفسیری به یک واقعیت مستند تبدیل می‌کند، تصریح مستقیم متن سند به این نهاد است. سند، در تبیین نقش مدرسه در سطح محله، راهبردی مستقل با عنوان «افزایش نقش مدرسه به‌عنوان یکی از کانون‌های پیشرفت محلی» تعریف کرده است. بر اساس نخستین راهکار ذیل این محور، باید زمینه‌های لازم برای نقش‌آفرینی مدرسه به‌عنوان کانون کسب تجربیات تربیتی محله و جلوه‌ای از جامعه اسلامی و حیات طیبه فراهم شود؛ با تفویض اختیار و مسئولیت به مدرسه و استانداردسازی تمام مؤلفه‌ها و عوامل درون‌مدرسه‌ای.

اما راهکار بعدی، نقش مسجد را به‌صراحت و بدون واسطه تفسیری بیان می‌کند. بر اساس متن مستقیم سند، ضروری است نهادینه‌سازی و تقویت همکاری مدرسه با مراکز فرهنگی و علمی محله -به‌ویژه مسجد و کانون‌های مذهبی و حوزه‌های علمیه- صورت گیرد و مدیران، معلمان و دانش‌آموزان در برنامه‌های مرتبط محله مشارکت فعال داشته باشند؛ همراه با حضور نظام‌مند و اثربخش روحانیون توانمند و مبلغان مذهبی باتجربه در مدرسه.

این راهکار، از چند جهت حائز اهمیت است. نخست، مسجد را نه در کنار سایر نهادهای فرهنگی محله، بلکه با قید «به‌ویژه» در جایگاهی ممتاز قرار می‌دهد. دوم، این همکاری را نه به‌صورت یک‌طرفه -یعنی صرفاً حضور دانش‌آموزان در مسجد- بلکه به‌صورت دوسویه تعریف می‌کند: هم حضور دانش‌آموزان و معلمان در برنامه‌های محله، و هم حضور روحانیون و مبلغان در فضای مدرسه. این نکته، دقیقاً همان چیزی است که بعدها در قالب مدل‌های عملیاتی مانند مدارس مسجد‌محور یا طرح‌های پیوند مسجد و مدرسه، به اجرا درآمده است.

 غنی‌سازی محیط یادگیری: بستری که مسجد در آن معنا می‌یابد

راهکار دیگری از سند که زمینه نظری ورود مسجد به فرآیند آموزشی را تکمیل می‌کند، ایجاد واحد اطلاعات و منابع آموزشی در سطح مدرسه است. بر اساس این راهکار، باید ایجاد، توسعه و غنی‌سازی واحد اطلاعات و منابع آموزش و پرورش در سطح مدرسه -از قبیل کتابخانه، آزمایشگاه و کارگاه، شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات- در دستور کار قرار گیرد.

اگرچه این راهکار به‌طور مستقیم به مسجد اشاره نمی‌کند، اما در کنار راهکارهای پیشین، تصویری منسجم از فلسفه سند ترسیم می‌کند: مدرسه‌ای که در انزوا از محیط پیرامون خود عمل کند -چه از کتابخانه محل غافل باشد، چه از مسجد محله- نمی‌تواند به آرمان‌های سند تحول بنیادین دست یابد. مسجد، در این تصویر کلی، نه یک عنصر جانبی و اختیاری، بلکه یکی از حلقه‌های اصلی شبکه‌ای است که سند برای تحقق تربیت جامع طراحی کرده است.

نکته‌ای که این پیوند را از سطح نظری به سطح عینی نزدیک‌تر می‌کند، توجه سند به هدف غایی «حیات طیبه» در تعریف نقش مدرسه محله‌ای است. وقتی سند مدرسه را «جلوه‌ای از جامعه اسلامی و حیات طیبه» می‌داند، عملاً نمی‌تواند بدون ارجاع به مسجد -که در فرهنگ اسلامی-ایرانی، کانون اصلی تجلی همین حیات طیبه در سطح محله است- این آرمان را تعریف کند. از این منظر، ورود مسجد به ادبیات سند تحول بنیادین، پیامد منطقی و اجتناب‌ناپذیر همان مبانی فلسفی است که پیش‌تر در تعریف ساحت‌های شش‌گانه تربیتی نیز مشاهده کردیم.

 طرح «سه میم»: نمونه‌ای عملیاتی از پیوند مسجد، مدرسه و منزل

آنچه در بخش نخست به‌عنوان راهکارهای مکتوب سند تحول بنیادین بررسی شد، در سال‌های اخیر در قالب طرح‌های اجرایی مشخصی به میدان عمل راه یافته است. یکی از شناخته‌شده‌ترین این طرح‌ها، که به‌طور مستقیم فلسفه سند تحول بنیادین را عملیاتی می‌کند، طرحی موسوم به «سه میم» -یعنی پیوند مسجد، مدرسه و منزل- است.

مسئولان آموزشی در تبیین این طرح، آن را مستقیماً به سند تحول بنیادین پیوند می‌زنند و تأکید می‌کنند که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، گامی بلند برای گذار از آموزش تک‌بعدی مبتنی بر محفوظات به سوی تعلیم و تربیتی جامع و چندساحتی بود.

نکته قابل‌توجه در این طرح، گستردگی افقی است که برای اثرگذاری پیوند مسجد و مدرسه ترسیم می‌شود؛ اثری که فراتر از حوزه صرفاً آموزشی، به حوزه آسیب‌های اجتماعی نیز کشیده می‌شود.

به تعبیر مسئولان آموزشی، پیوند نهادهایی مانند خانواده، مسجد و دیگر ارکان اجتماعی با آموزش و پرورش، نه‌تنها به تثبیت یادگیری کمک می‌کند، بلکه می‌تواند آسیب‌های اجتماعی را نیز کاهش دهد. این نگاه، مسجد را از یک نهاد صرفاً عبادی، به بازیگری در شبکه پیشگیری اجتماعی ارتقا می‌دهد؛ نقشی که کاملاً با تعریف سند از مدرسه به‌عنوان «کانون پیشرفت محلی» همسو است.

جالب توجه است که این طرح در سطح استانی نیز با اولویت‌گذاری رسمی همراه شده است؛ چنان‌که یکی از مدیران آموزش و پرورش استانی، از تعریف پانزده اولویت اساسی برای آموزش و پرورش استان بر اساس سند تحول بنیادین خبر داده و جلب مشارکت همه اقشار جامعه در حمایت از تعلیم و تربیت را یکی از این اولویت‌ها عنوان کرده است.

این سطح از رسمیت‌یافتگی نشان می‌دهد که پیوند مسجد و مدرسه، دیگر صرفاً یک ایده در سطح اسناد بالادستی نباقی نمانده، بلکه به یکی از اولویت‌های عملیاتی و قابل‌پیگیری در سطح استان‌ها تبدیل شده است.

 

 فاصله میان آرمان و واقعیت: ارزیابی صادقانه یک دهه اجرا

با این حال، صداقت تحلیلی ایجاب می‌کند که این نوشتار، تنها به دستاوردها بسنده نکند. حتی مسئولانی که مجری این طرح‌ها هستند، به فاصله میان آرمان سند و واقعیت اجرا اذعان دارند. به گفته یکی از مدیران ارشد آموزش و پرورش، با وجود پیشرفت‌های حاصل‌شده طی دوازده تا سیزده سال گذشته، هنوز تا اجرای کامل این سند فاصله زیادی باقی مانده است.

این اذعان صریح، هم‌راستا با آنچه در تحلیل‌های پیشین این مجموعه درباره چالش‌های اجرایی سند تحول بنیادین بررسی شد، نشان می‌دهد که پیوند مسجد و مدرسه نیز از همان الگوی کلی -یعنی شکاف میان تدوین راهبردی دقیق در سطح سند و پیاده‌سازی پایدار در سطح میدان- مستثنا نیست. تأکید مکرر مسئولان بر ضرورت همکاری فعال مدیران مدارس، خود گویای این واقعیت است که بدون اراده و مشارکت واقعی در سطح خرد مدرسه، حتی مترقی‌ترین راهکارهای مکتوب سند نیز نمی‌توانند به‌تنهایی تحولی پایدار ایجاد کنند.

 چالش نوآوری: وقتی توجه به مسجد در سطح ظاهر متوقف می‌ماند

یکی از موانع مهمی که تحقق کامل نقش مسجد در نظام تربیتی را با دشواری مواجه ساخته، محدودشدن توجه به ابعاد ظاهری و غیرآموزشی این فضاست. بر اساس تحلیل‌های تخصصی در این زمینه، مشکل اصلی آن است که اغلب اوقات، اصول، اهداف، رویکردها و کلیات آموزش‌ها و فعالیت‌های قرآنی و آموزشی در مسجد، امری مفروض و پیش‌فرض تلقی می‌شوند و در نتیجه، نوآوری‌ها صرفاً معطوف به عوامل و اجزای فرعی و ظاهرسازی مسجد می‌شود؛ برای نمونه، رنگ‌آمیزی، نقاشی و تنوع در تزیین مساجد بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد، هرچند این امر به‌خودی‌خود پسندیده است، اما هیچ‌گاه به اهمیت واقعی توجه به امر آموزش و تعلیم و تربیت در مسجد نمی‌رسد.

این نقد، دقیقاً همان چیزی است که در بررسی مدارس مسجد‌محور نیز بدان اشاره شد: صرف حضور فیزیکی در مسجد یا آراستن ظاهر آن، جایگزین کیفیت محتوایی آموزش نمی‌شود. برای عبور از این محدودیت، پیشنهاد شده که نوآوری واقعی در تعلیم و تربیت مسجدی، مستلزم دو اقدام مشخص است: نخست، استفاده از جدیدترین ابزارهای آموزشی، و دوم، اطمینان از اینکه متون درسی و مواد آموزشی که قرار است در مسجد تدریس شود، به‌صورت کارشناسی و متناسب با نیازهای واقعی دانش‌آموزان مسجدی تدوین شده باشد.

این دو پیشنهاد، در واقع پُلی میان آرمان سند تحول بنیادین و واقعیت اجرایی مساجد کشور می‌سازند. مسجدی که بخواهد نقش خود را در تحقق سند به‌طور کامل ایفا کند، نمی‌تواند صرفاً به برگزاری کلاس‌های سنتی و بدون به‌روزرسانی محتوایی بسنده کند؛ بلکه باید همان استانداردهای کیفی‌ای را که سند برای محیط رسمی مدرسه تعریف کرده، در فضای غیررسمی خود نیز پیاده کند.

 جمع‌بندی: مسجد به‌مثابه حلقه تکمیل‌کننده، نه جایگزین مدرسه

بررسی متن سند تحول بنیادین و تجربه‌های اجرایی مرتبط با آن، تصویری روشن از جایگاه مسجد در این سند ترسیم می‌کند. مسجد، نه یک افزوده تشریفاتی بر نظام آموزشی رسمی، بلکه بر اساس راهکارهای صریح سند، یکی از ارکان تعریف‌شده برای تحقق اصل «تنوع‌بخشی به محیط‌های یادگیری» و ارتقای مدرسه به «کانون پیشرفت محلی» است. این جایگاه، در قالب طرح‌هایی مانند پیوند مسجد، مدرسه و منزل، به تجربه‌ای عملیاتی و قابل‌پیگیری در سطح استان‌های کشور تبدیل شده است.

با این حال، تحقق کامل این آرمان، همچنان با دو چالش اساسی روبه‌روست: نخست، فاصله‌ای که حتی مجریان طرح نیز پس از بیش از یک دهه اجرا، آن را آشکارا می‌پذیرند؛ و دوم، خطر تقلیل نوآوری در آموزش مسجدی به ظاهرسازی، به‌جای بازطراحی جدی محتوا و روش. عبور از این دو چالش، مستلزم آن است که مسجد نه صرفاً به‌عنوان مکانی جایگزین برای برگزاری کلاس، بلکه به‌عنوان نهادی با استانداردهای آموزشی مستقل و به‌روز دیده شود؛ نهادی که در کنار مدرسه و خانواده، ضلع سومی از همان مثلثی را تشکیل می‌دهد که سند تحول بنیادین آن را برای تربیت نسل آینده کشور ترسیم کرده است.

اشتراک گذاری
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با استفاده از روش های زیر می توانید این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید .

زمینه‌های نمایش داده شده را انتخاب نمایید. بقیه مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد ترتیب، بکشید و رها کنید.
  • تصویر
  • دسترسی
  • توضیح
  • قيمت
  • افزودن به سبد خرید
برای مخفی‌کردن نوار مقایسه، بیرون را کلیک نمایید
مقایسه محصولات