کتاب «مسجدستان» یک اثر تجربهنگاری و تاریخنگاری است که به مستندسازی فعالیتها و مدل آموزشی مدرسه مسجد محور «مسجدستان» میپردازد. این کتاب روایتگر تجربه محمدحسین ابراهیمکنی، یکی از فعالان و مؤسسان این مجموعه است که به سفارش ستاد مردمی مدارس مسجد محور کشور و توسط نشر حکیم روز تدوین شده است.
هدف اصلی این اثر، نشان دادن الگویی نوآورانه است که مسجد را به مرکز ثقل آموزش و تربیت تبدیل کرده و به دنبال رفع خلأهای موجود در نظام رسمی آموزش و پرورش است. این مدل، حرکتی مردمی و آرمانخواهانه است که بر پایه تلاشهای دغدغهمندان و بدون اتکا به بودجههای دولتی شکل گرفته تا نسلی مؤمن، مسئول و کارآمد در تراز انقلاب اسلامی تربیت کند.
این روایت، پس از بیان زندگینامه و سیر تحصیلی راوی، وارد جزئیات برنامهها و رویکردهای متمایز «مسجدستان» میشود. محور اصلی این مدل، خلاقیت در آموزش و فراتر رفتن از روشهای سنتی است؛ به طوری که بر مهارتآموزی، رشد عقلانیت و هویتیابی دانشآموزان تأکید دارد. کتاب، چگونگی برنامهریزی برای شامل شدن ساحتهای ششگانه تربیت (علمی، اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی و…) در محیط مسجد را شرح میدهد.
همچنین، بخش مهمی از کتاب به بیان تجربیات موفق در برخورد با دانشآموزان از قومیتها و مذاهب مختلف، و تأکید بر عدم تبعیض و ایجاد یک جامعه آموزشی یکپارچه و همدل اختصاص دارد. در نهایت، این اثر یک دعوت برای نقد سازنده و کمک به ارتقای این مدل آموزشی است.
برشی از کتاب مسجدستان، تاریخ نگاری و تجربه نگاری مدرسه مسجد محور مسجدستان
این طرح و تجربه عملی بنده به این نتیجه منجر شد که در هر منطقه یا شهری، اگر بخواهد تغییر و تحولی رخ دهد، باید حول محور مسجد شکل گیرد و مسجد نیز بهطور خاص به روحانی و امام جماعت آن وابسته است. در این مرحله، هنوز بحث مدرسه مطرح نیست و بیشتر مباحث مربوط به عمران و فرهنگ در کانون توجه قرار دارد.
محوریت مسجد در توسعه پایدار
در ادامه، به بحث مدرسه مسجد محور و مسجد محوری پرداخته میشود. آبادانی تعریفشده در طرح مسجد محوری شامل تمام شئون زندگی است. بهعنوانمثال، تعلیموتربیت یکی از اجزای این پازل است. همچنین، مباحث اقتصادی، عمرانی، شهرسازی، محرومیتزدایی، طب و پزشکی، امور بهداشتی، اجتماعی و حقوقی نیز در این طرح گنجانده شدهاند. بهطورکلی، ما پانزده شأن مختلف را برای مسجد شناسایی کرده و طرحی تدوین نمودیم که نشان میدهد اگر بخواهیم آبادانی را برای یک روستا تعریف کنیم، باید در تمام این شئون، روستا حول محور مسجد آباد شود.
این مسئله به ما این ایده را داد که اگر مهمترین نقش در این فرایند به عهده امام جماعت یا متولی مسجد است، باید امام جماعتی مناسب در آنجا مستقر کنیم و فعالیتها را آغاز نماییم. در این راستا، با هماهنگیهای انجامشده در مؤسسه رضوان، یک امام جماعت مناسب انتخاب شد که به مدت تقریبی شش ماه تا یک سال همراه با خانوادهاش به روستای چاهعباس در سمت نهبندان رفت و در آنجا مستقر گردید تا طرح مسجد محوری را پیادهسازی کند.
ثمرات طرح مسجد محوری و گسترش آن
اگرچه مدتزمان اجرای طرح مسجد محوری در روستای چاهعباس کوتاه بود و به دلیل برخی مشکلات و ناهماهنگیها ادامه پیدا نکرد، اما در همان حدود شش ماه، این طرح نتایج بسیار مثبتی به همراه داشت. بهعنوان نمونه، چند گروه جهادی از جوانان روستا تشکیل شد و در ادامه، مدرسهای در آن منطقه پایهگذاری و ساخته شد. همچنین، تحولات مثبتی در زمینه محرومیتزدایی و اشتغالزایی به وقوع پیوست.
و تیم همراهم در آن زمان، اصلاً در فکر چنین نتایجی نبودیم. ما تازه با گروه جهادی مؤسسه رضوان آشنا شده بودیم و از فعالیتهای آنها، بهویژه اردوهای جهادی، بسیار لذت میبردیم. در آن زمان، به سیر و گردش و مسئولیتپذیری در اردوها مشغول بودیم و کارهای اینچنینی را انجام میدادیم. حاجآقا قاسمیان ایدهای را مطرح کرد که این طرح مسجد محوری با همان مدل ابتدایی که ما اجرا کردیم، شکل گرفت و نتیجهگیری شد که میتوان آن را اجرایی کرد.
بنابراین، این طرح باید در شهرهای بزرگی مانند تهران و مشهد نیز گسترش یابد و قابلیت اجرایی داشته باشد. بهمنظور تحقق این هدف، باید طرح بهعنوان یک الگو شناخته شود و در همهجا قابلیت اجرایی داشته باشد.
بنده و دو یا سه نفر دیگر این ایده را از حاجآقا دریافت کرده و مسجد محوری را بهنوعی بازتعریف کردیم. بهعنوانمثال، محلهای با شعاع چهل خانه دور مسجد را بهعنوان یک روستا در نظر گرفتیم؛ زیرا مبنای روایی در زمینه همسایگی با مسجد وجود دارد. ما بر این باور بودیم که اگر این محله بخواهد آباد شود، باید حول محور مسجد توسعه یابد. این مفهوم بهویژه در تهران مطرح شد، اما اصل ایده در اینجا شکل گرفت.
در این مرحله، ما بهطور مستقیم در روند اجرایی کار نبودیم. ایدهای مطرح شده بود که به ما، بهعنوان گروهی جوان و دغدغهمند در زمینه کارهای مسجدی و فرهنگی، منتقل شد. ما با این ایده آشنا شدیم و دریافتیم که واقعاً این طرح دارای قوت و اهمیت است. این طرح در چندین جا نزد علمای مختلف مطرح و تحلیل شد و بازخوردهای آن بررسی گردید و نهایتاً چکشکاری شد.
هنگامی که این موضوعات را نزد برخی از دوستان دغدغهمند که در این حوزه فعال بودند ارائه دادیم، بازخوردهای مثبتی دریافت کردیم. برخی از آنها ابراز کردند که اگر این کار انجام شود، نتایج خوبی خواهد داشت. ما نیز به دنبال همین راهنماییها بودیم و به همین دلیل بسیار ترغیب شدیم و تصمیم گرفتیم بهطورجدی وارد عرصه اجرایی شویم و این طرح را پیادهسازی کنیم.
جستجوی مسجد مناسب و چالشهای آغازین
حدود یک سال به دنبال مسجدی بودیم که پتانسیل لازم برای اجرای طرح مسجد محوری را داشته باشد و اجازه اجرای این برنامه را به ما بدهد. در همین راستا، دوستان ما به مرکز امور رسیدگی به مساجد مراجعه کردند تا مسجدی را معرفی کنند که امام جماعت، موقوفه و درآمد نداشته باشد و در حقیقت، کسی در آنجا نماز نخواند؛ به عبارتی، مسجدی که بتوانیم در آن فعالیتهای خود را پیادهسازی کنیم و نیاز باشد که با ما همکاری کند.
در پاسخ به درخواست ما، مسئولان مرکز اعلام کردند که ابتدا باید ثابت کنیم که اسرائیلی نیستیم و قصد غصب مسجد را نداریم؛ سپس مکان را در اختیار ما قرار خواهند داد. این موضوع جالب بود، زیرا مرکز رسیدگی به امور مساجد، در واقع، به این امور توجه کافی نداشت.
نقطه قوت ما این بود که طرح مکتوب و مدونی داشتیم و توانستیم آن را بهصورت واضح و منسجم ارائه دهیم. بهعنوانمثال، بیان کردیم که میخواهیم فعالیتهای خاصی را در مسجد به ثمر برسانیم. بااینحال، هنگامی که به مساجد مختلف مراجعه کردیم، برخی از مسئولان با ما بهشدت برخورد کردند و گفتند: «یعنی چه؟ مگر مسجد جای این کارهاست؟ آیا باید فلان چیز را مسجد پیگیری کند؟ مسجد محل دعا و نمازخواندن است و این حرفها چه معنایی دارد؟»
الحمدلله، پس از یک سال و اندی جستجو، با یک واسطه با حاجآقا عبدالهی آشنا شدیم که امام جماعت مسجد مورد نظر ما بودند. در آن زمان، حاجآقا عبدالهی مدیر حوزه علمیه معیّر بودند و هماکنون نیز مدیر حوزه علمیه مروی شدهاند و نزد حاجآقا تحریری فعالیت میکنند. البته ایشان هنوز هم در معیّر حضور دارند و بهنوعی دوستان از تجربیات ایشان بهره میبرند و جزء بنیانگذاران سبک نوین در آن حوزه به شمار میآیند.
پس از آشنایی با حاجآقا عبدالهی، طرح خود را برای ایشان تشریح کردیم و ایشان استقبال فوقالعادهای مواجه شدند. ایشان ما را به حاج نادری ارجاع دادند که با ایشان مصاحبه کردهاید. حاج نادری نیز بهواسطهی سابقهای که از دوران شیخ محمود تحریری و مدل و سبک کار تربیتی ایشان داشتند، خاطرنشان کردند که بسیار خوب است مسجد به این شکل فعال شود. بهاینترتیب، کار را آغاز کردیم و از این مرحله بهصورت عملیاتی وارد فعالیتها شدیم و در نهایت، مسجد مورد نظر ما، یعنی مسجد حضرت ابوالفضل (ع)، پیدا شد.
