باسمه تعالی
با سلام و تحیت؛
در راستای تسهیل ارتباط با خانوادههای محترم، مربیان گرامی و دغدغهمندان عرصه تعلیم و تربیت، بخش ارتباطات «ستاد مدارس مسجدمحور» اقدام به جمعآوری و پاسخگویی به پرسشهای متداول شما عزیزان نموده است. هدف این سلسله پستها، تبیین دقیق رویکردها و قوانین مجموعه میباشد.
💬 سؤال مطروحه:
تقابل با مدرنیته: آیا این الگو یک عقبگرد به سنتهای قدیمی و ناسازگار با دنیای مدرن است؟
این الگو یک عقبگرد نیست؛ بلکه یک «سنتگراییِ پویا» است.اگر مدرنیته را به معنای «عقلانیتِ ابزاری و جدایی از ریشهها» تعریف کنیم، بله، این الگو با آن ناسازگار است.اما اگر مدرنیته را به معنای «بهرهگیری از دانش برای حل مسائل بشر» بدانیم، مدرسه مسجدمحور با بازتعریف نسبت «انسان، خدا و طبیعت»، الگوی «فرامدرن» ارائه میدهد که میتواند بحران معنا در دنیای امروز را حل کند.
این جریان نمیگوید «به گذشته برگردیم»، بلکه میگوید «با تکیه بر ریشههای تنومند گذشته، به سوی آیندهای انسانیتر پرتاب شویم».

مخالفان یا تردیدکنندگان، این جریان و نهضت را متهم به «نوستالژیگراییِ ارتجاعی» میکنند؛ اما با نگاهی عمیق به منابع پژوهشی و مبانی این حرکت، میتوان پاسخ داد که مدرسه مسجدمحور نه یک «عقبگرد»، بلکه یک «عبورِ آگاهانه از بنبستهای مدرنیته» است.
در ادامه، این تقابل را در چهار لایه تحلیل میکنیم:
۱.تفاوت میان «سنت» و «کهنگی» (اصالت در برابر ابزار)
پژوهشگران ارشد تعلیم و تربیت میان «سنتهای تغییرناپذیر» و «ابزارهای قدیمی» تفکیک قائل میشوند.
- عقبگرد نیست چون: این الگو به دنبال بازگشت به «چراغ نفتی» یا «حصیر» نیست؛ بلکه به دنبال بازگشت به «اصولِ انسانی و تربیتی» است که در زیر چرخدندههای آموزش صنعتی (Industrial Schooling) له شده است.
- پاسخ به بحران مدرنیته: مدرنیته آموزش را به «تولید انبوه دانشآموزانِ شبیه به هم» تبدیل کرده است.مدرسه مسجدمحور با بازگشت به الگوی «شاگرد-پروری» (به جای کلاسداری)، در واقع به یکی از مدرنترین نیازهای امروز بشر یعنی «آموزش شخصیسازی شده» پاسخ میدهد.
۲.نقد ساختار «کارخانهای» آموزش مدرن
آموزش مدرن که محصول انقلاب صنعتی است، مدرسه را مانند یک کارخانه طراحی کرده (زنگ تفریح، صف، یکنواختی، جدایی از خانواده).
- ناسازگاری مثبت: بله، این الگو با «ساختار پادگانی» مدرنیته ناسازگار است اما این ناسازگاری به معنای ناکارآمدی نیست.
- فرامدرن بودن: در حالی که تئوریهای پیشرو آموزشی در جهان، مثل الگوهای آموزشی فنلاندی یا طرحهای (Home-schling) به دنبال حذف دیوارهای مدرسه و پیوند با جامعه هستند، مدرسه مسجدمحور سالهاست که این مسیر را از طریق ظرفیت مسجد طی کرده است.پس این الگو در واقع «پیشرو» است، نه عقبمانده.
۳.برخورد فعال با تکنولوژی و ابزار
یک تصور غلط این است که در مدرسه مسجدمحور، تکنولوژی نفی میشود.
- ابزار در خدمت غایت: در این مدارس، تکنولوژی (تبلت، هوش مصنوعی، آزمایشگاه) به عنوان «ابزار» پذیرفته میشود اما اجازه داده نمیشود که تکنولوژی «غایت» تربیت را تعیین کند.
- سواد رسانهایِ کنشگر: برخلاف مدارس مدرن که دانشآموز را مصرفکننده منفعل تکنولوژی بار میآورند، در محیط مسجد، به دلیل وجود لنگرگاههای اخلاقی، دانشآموز یاد میگیرد که چگونه از ابزار مدرن برای «اهداف متعالی و تمدنی» استفاده کند.این یعنی زیست در دنیای مدرن بدون هضم شدن در آن.
۴.تربیت برای «دنیای واقعی» نه «دنیای انتزاعی»
بزرگترین نقد به دنیای مدرن، ایزوله کردن کودک در یک محیط مصنوعی به نام مدرسه است.
- پیوند با واقعیت (Authentic Learning): مدرسه مسجدمحور دانشآموز را با واقعیتهای اجتماعی (فقر، هالگوی، مسئولیتپذیری، تعامل با پیر و جوان) روبهرو میکند.مدرنیته دانشآموز را برای «بازار کار» تربیت میکند اما این مدارس او را برای «زیستِ واقعی در اجتماع» آماده میسازد.از این منظر، این الگو به مراتب با نیازهای پیچیده دنیای امروز سازگارتر است.
این الگو یک عقبگرد نیست؛ بلکه یک «سنتگراییِ پویا» است.اگر مدرنیته را به معنای «عقلانیتِ ابزاری و جدایی از ریشهها» تعریف کنیم، بله، این الگو با آن ناسازگار است.اما اگر مدرنیته را به معنای «بهرهگیری از دانش برای حل مسائل بشر» بدانیم، مدرسه مسجدمحور با بازتعریف نسبت «انسان، خدا و طبیعت»، الگوی «فرامدرن» ارائه میدهد که میتواند بحران معنا در دنیای امروز را حل کند.
این جریان نمیگوید «به گذشته برگردیم»، بلکه میگوید «با تکیه بر ریشههای تنومند گذشته، به سوی آیندهای انسانیتر پرتاب شویم».